تبليغاتX
منجی،ميعادگاه منتظران ظهور
کجاست منتظر تو؟ چه انتظار عجيبي!
       تو بين منتظران هم٬ عزيز من چه غريبي!
              عجيب تر که چه آسان٬ نبودنت شده عادت
                         چه کودکانه سپرديم دل به بازي قسمت
                          چه بيخيال نشستيم و چه کوششي! چه وفايي!
                                      فقط نشستيم و گفتيم٬ خدا کند که بيايي....

+ نوشته شده توسط منتظر در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 10:5 |

 

سی ام ذی القعده شهادت جوادالائمه امام محمد تقی

 علیه السلام تسلیت باد 

 

شیعیان امامت را از جنبه الهی آن می نگرند و به همین دلیل کمی سن امام هرگز نمی تواند در عقیده آنان خللی وارد آورد. اما از سوی دیگر یکی از راه هایی که شیعیان اصرار داشتند تا از طریق آن امام خویش را بشناسند، دانش و علم امام علیه السلام بوده است. شیعیان درباره تمامی امامان علیهم السلام با وجود دلایل متعدّد بر امامتشان، این اصل را رعایت کرده اند و امامان خویش را در مقابل انواع پرسش ها قرار می دادند و تنها موقعی که احساس می کردند آنها از عهده پاسخگویی به این سؤالات بر می آیند، آنان را به عنوان امام معصوم می پذیرفتند. در خصوص امامت امام جواد علیه السلام نیز این مطلب به روشنی دیده می شود.

علم امام علیه السلام در مناظرات و مجالس پرسش و پاسخی که یا دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر داشتند، نمود بیشتری پیدا کرد.

این مجالس بیشتر از طرف مأمون و معتصم ترتیب داده می شد و هدف آنها از ترتیب دادن چنین مجالسی این بود که امام جواد علیه السلام در پاسخ دادن مغلوب شود و این موضوع باعث تضعیف ایشان و شیعیانشان گردد. اما در تمامی این مناظرات، نتیجه خلاف آن چیزی بود که مخالفان توقع داشتند و در پایان مجلس، برتری علمی آن حضرت جلوه بیشتری پیدا می کرد.

به دنبال همین مسأله بود که برتری علمی آن حضرت نه تنها در میان شیعیان که در میان دشمنان ایشان نیز آشکار شده بود. لذا مأمون که مسلّماً از سرسخت ترین دشمنان آن حضرت به شمار می آید، به فضل آن حضرت اعتراف می کند.

هنگامی که مأمون بر آن شد تا دختر خود، را به تزویج امام جواد علیه السلام در آورد، عبّاسیان بر آشفته و گفتند:

(محمّد بن علی کم سن و سال است. نه معرفتی به دین دارد و نه فقهی می داند. خلیفه اجازه بدهد تا تفقّهی در دین پیدا کند و پس از آن هرچه مصلحت دانست درباره آن انجام دهد.)

مأمون گفت:

(من این جوان را بیش از شما می شناسم. او از خاندانی است که علمشان الهی است و از الهام خدا سرچشمه می گیرد. پدرانش همواره در علم و ادب از کسب آموزش های معمولی بی نیاز بوده اند. او را با این که سنش اندک است بدان جهت برگزیده ام که برتری او را بر همه اهل علم محرز می دانم)

در نتیجه علم سرشار امام جواد علیه السلام به قدری بر همگان آشکار گردیده بود که ملاکی برای تشخیص حق از باطل شمرده می شد. به همین دلیل شیعیان از یک سو با روایاتی که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان پیشین علیهم السلام در این زمینه رسیده بود و از سوی دیگر با ظهور علم الهی امام جواد علیه السلام، توانستند امام خویش را بشناسند. لذا حتی وجود مدّعبان دروغین نتوانست مانع از رسیدن آنان به حق و حقیقت گردد.

منبع: جعفریان، رسول؛ کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه.

 

+ نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 20:53 |

ای تو همیشه در میان ......

 

 

نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان
سوی تو می دوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می نگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده ها درآ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فرو شکسته ای کاین همه باغ شد روان
آه که می زند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدنت که بنگرم، گریه نمی دهد امان...

+ نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 10:41 |

طرح انتظار ولايت 10

 

 

به نيت سلامتي وتعجيل در فرج امام زمان «روحي فداه»

براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است.  حضرت مهدي (عج)

از روز 11 ذيقعده 1430 قمري ميلاد حضرت امام رضا (ع)، مورخه  8/8/88 شروع و تا روز شهادت آن حضرت، مورخه 26/11/88 ادامه خواهد داشت. در اين طرح روزانه 3 مرتبه دعاي

 ‌«اللهُّمَ صَلِّ عَلي عَليِ بنْ موسَي الرِّضا اَلمُرتَضي اَلاِمامِ التَّقيِ النَّقيِ وَ حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثَري الصِّدّيق الشَّهيد صَلَوةً كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً كافْضَلِ ما صَلَّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ» و 5 مرتبه « اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ » و 5 مرتبه « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ
عَجِّلْ فَرَجَهُمْ »  خوانده مي شود.

لطفاً مُبلغ طرح باشيد، در صورت امكان، پس از مطالعه، تكثير و به ديگران واگذار نمائيد تا آنها هم در اين طرح معنوي شرکت داشته باشند.

 اگر بخاطر هر مسئله اي وقفه ايجاد شد، لطفاً به احترام امام زمان (روحي فداه) حتماً قضا نمائيد.

 شما را به بازديد از سايتwww.ALGHAEM.ir  پايگاه خبري جهان تشيع دعوت مي نمائيم.

+ نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 15:42 |

چرا نام مهدي (عج) به صراحت در قرآن نيامده تا جلوي انکار خيلي ها گرفته شود؟ آيا اگر نام مهدي(عج) ذکر ميشد، مردم آن را بهتر و راحت تر نمي پذيرفتند؟ شبيه همين سوال درباره ولايت مولا علي(ع) نيز مطرح است. در پاسخ بايد گفت: قرآن براي معرفي شخصيت ها به مقتضيات حکمت و بلاغت از سه راه استفاده کرده است.

۱- معرفي با اسم: نخستين راه اين است که شخصيت مورد نظر را با اسم معرفي و مطرح مي کند، مانند آيه ۱٤٤ سوره آل عمران و آيه ۶ سوره صف.

۲- معرفي با عدد: شيوه دوم، معرفي با عدد و تعداد است که قرآن نقباي بني اسراييل را اين گونه معرفي ميکند ٭ و بعثنا منهم اثني عشر نقيبا٭ يعني" و از ايشان دوازده نقيب مبعوث کرديم". همچنين گروهي را که موسي(ع) برگزيد تا به کوه طور ببرد با عدد معرفي کرده است٭و اختار موسي قومه سبعين رجلا٭ يعني " و حضرت موسي از ميان قومش هفتاد نفر را برگزيد".

۳- معرفي با صفت و ويژگي: شيوه سوم معرفي با صفات و ويژگي است، پيامبر اکرم را در آيه ۱۵٧ سوره اعراف به اين شيوه معرفي کرده است:"کساني که از پيامبر تبعيت مي کنند... که پيامبر ايشان را به کارهاي پسنديده دستور مي دهد و از کارهاي زشت و ناپسند باز ميدارد و بر ايشان امور پاکيزه را حلال و بر ايشان امور ناپسند را حرام کرده است". در معرفي ولي مومنان نيز در آيه ۵۵ سوره مائده از اين شيوه استفاده کرده است:" صاحب امر شما خدا و رسول او و کساني اند که ايمان دارند و نماز را به پا مي دارند و زکات مي پردازند در حالي که در رکوع مي باشند."

شناساندن با صفت بهترين راه معرفي است. اين نوع معرفي راه را بر سودجويان ميبندد. زيرا مي توان نام جعلي درست کرد، اما بهره برداري از صفات، کار آساني نبوده و قابل جعل نيست. از اين رو مي بينيم که در جريان طالوت خداي متعال بعد از آن که او را با اسم معرفي مي کند بلافاصله وي را با صفات و نشانه نيز معرفي مي کندتا جلوي هرگونه اشتباه احتمالي گرفته شود.

پس روشن مي شود که تنها راه معرفي، ذکر نام امام مهدي(عج) نيست و حضرت از راه هاي ديگر(صفات) معرفي شده است و قرآن به شکل هاي گوناگون به و جود امام زمان و حکومت جهاني او اشاره کرده است. از طرفي مصالحي در کار بوده که امامان معصوم(ع) به نام ذکر نشوند که مي توان به محفوظ ماندن قرآن از تحريف اشاره کرد. درستهمان علتي که ايجاب کرد"آيه اکمال دين" در بين آيات تحريم خبائث و "آيه تطهير" در بين آيه "نسائ النبي" قرار گيرد تا ضمن ابلاغ پيام به همه حق جويان، مانع از دست بردن در قرآن نيز بشود.

+ نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 12:11 |

 

 

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار،  از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و  تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

القاب حضرت معصومه (س)

 به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه(س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است:

 طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

+ نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 14:56 |
            

 

 

 

+ نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 11:41 |

 

صادق آل طاها

امام جعفر صادق(ع) در ماه شوال، در سن 65 سالگي به سبب انگور زهرآلودي که منصور دوانيقي به آن حضرت خورانده بود، به شهادت رسيد.

 

ولادت با سعادت امام جعفر صادق(ع) در روز دوشنبه هفدهم ربيع‌الاول 43 واقع شده، اسم مبارک آن حضرت جعفر بود و کنيه شريفش ابوعبدالله و القاب آن حضرت، صابر، فاضل، طاهر و صادق بود و مشهورترين القاب آن جناب صادق است.

امام جعفر صادق(ع) در ماه شوال، در سن 65 سالگي به سبب انگور زهرآلودي که منصور دوانيقي به آن حضرت خورانده بود، به شهادت رسيد.

روايت شده از کنيز آن حضرت که: نزد امام بودم در وقت احتضار چون به حال خود آمد چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خويشاوندى دارد بگوئيد بيايد. همه را جمع كرديم، نگاهى به آنها نموده و فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» شفاعت ما نخواهد رسيد به كسى كه نماز خود را سبك شمارد.

پاره‌اي از کلمات حکمت‌آميز و مواعظ و نصايح امام صادق(ع)

فرمود: نظر کن به کسي که پست‌تر از تو است در توانگري و توانايي و نظر مکن به کسي که بالاتر از تو است، پس هرگاه به آنچه گفتم رفتار کني قانع‌تر خواهي شد، به آنچه قسمت و روزي تو شده.

و بدانکه عمل دائم و کم و يقين بهتر است نزد خدا از عمل بسيار بدون يقين.

و بدانکه ورعي با منفعتر از اجتناب کردن از محارم الهي و ترک کردن اذيت مومنان و غيبت ايشان، نيست؛ و عيشي گواراتر از حسن خلق نيست؛ و مالي با منفعتتر از قناعت به چيز کم نيست، و جهلي با ضررتر از عجب و خودپسندي نيست.

به يکديگر از براي خدا دوستي و مهرباني کنيد، و بر يکديگر رحم کنيد و يکديگر را ملاقات کنيد و در امر دين مذاکره کنيد و احيا مذهب حق کنيد.

آماده و مهيا کن ساز و برگ سفر آخرتت را و از پيش توشه خود را بفرست.

کم کن خواب خود را در شب، و کلام خود را در روز؛ سلامت در تامل و تأني است و با عجله ندامت و پشيماني است.(منتهي الامال)

سيره حضرت

مالك بن انس - فقيه مدينه – مي‌گفت، من خدمت حضرت صادق(ع) مي‌رسيدم، برايم پشتى مي‌گذاشت و احترام مي‌كرد؛ مي‌فرمود مالك من ترا دوست دارم، اين مطلب را پنهان مي‌كردم و خدا را ستايش مي‌نمودم، پيوسته آن جناب به يكى از اين سه كار اشتغال داشت: يا روزه بود و يا بعبادت مشغول بود و يا ذكر مي‌گفت، از بزرگترين عبادت‏كنندگان و پارسايانى كه از خدا مي‌ترسند، بشمار مي‌رفت؛ بسيار حديث مي‌فرمود، خوش مجلس بود، همنشينى با او سود فراوان داشت. (علل الشرائع)

يکي از ياران امام نقل مي‌کند: وقتى مي‌فرمود (قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله) گاهى سبز مي‌شد و گاهى زرد، آنچنان كه دوستان اگر مي‌ديدند ايشان را نمي‌شناختند. سالى با ايشان بحج رفتم همين كه سوار بر مركب شد بعد از احرام هر چه تصميم مي‌گرفت لبيك بگويد صدا در گلويش مي‌گرفت بطورى كه نزديك بود از مركب بيافتد.
عرض كردم: لبيك بگوئيد چاره‏اى نيست بايد گف فرمود: چگونه جرات كنم بگويم‏: لبيك اللهم لبيك‏، مي‌ترسم بگويد: لا لبيك و لا سعديك(همان)‏

+ نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 11:35 |
اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى علیه السلام

 

                مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و كتب آسمانى پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(علیه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در این مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غیر قطعى خوددارى نموده است كه در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

                محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و... 

                كنیه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنیه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از كنیه هاى ایشان شمرده است.

                در اینجا به ذكر پاره اى عناوین و صفات كه در ضمن زیارتهاى مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.

                قابل ذكر اینكه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مى تواند مصداق داشته باشد.

                دیگر اینكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینكه واژه اى مفرد یا جمله اى توصیفى باشد.

                بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

                خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

                وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولیاى حق رو به او دارند.

                باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

                داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

                سبیل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

                ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

                حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

                نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.

                عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

                سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

                خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).

                علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.

                سفینة النّجاة: كشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.

                عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.

                القائم المنتظر: قیام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظیرى كه همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.

                العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

                السیف الشاهر: شمشیر كشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.

                القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.

                شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

                ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.

                نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.

                الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، كیان آیین، روح مذهب.

                الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.

                صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

                صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

                مطهّر الأرض: تطهیر كننده زمین كه مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاكى از بسیط خاك.

                ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.

                مهدى الامم: هدایتگر همه امّت ها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.

                جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.

                ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

                دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

                الثائر بأمر اللّه: قیام كننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

                محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.

               مبیر الكافرین: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

                معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

                مذلّ الكافرین: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پیشگان.

                منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف كشیدگان.

                سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا كه كندى نپذیرد.

                میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

                مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پیدایش زمان.

                ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كیان هستى دوران.

                كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

                تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آیات كریمه قرآن.

                وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.

                رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پایان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

                حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

                معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش هاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

                نظام الدین: نظام بخش دین.

                یعسوب المتقین: پیشواى متقین.

                معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.

                مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

                وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.

                نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.

                الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.

                كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

                المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه كن كردن ظالمان.

                المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن كژیها و نادرستى ها.

                المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

                المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.

                المؤمّل لاِحیاء الكتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

                جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

                السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، كانال رحمت حق بر خلق.

                صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.

               مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستكارى.

                الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهید كربلا.

                المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.

                المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعایش مستجاب شود.                                                                        


+ نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 13:45 |

  فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی فطر بر عموم مسلمین خجسته باد.

 

 

 عید فطر یكى از دوعید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن، احادیث و روایات بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

امیرالمؤمنین علىعلیه السلام در یكى از اعیاد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده‏اند:

 اى مردم! این روز، روزى است كه نیكوكاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روزقیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نمازعید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز، به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را. و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت ‏برین. اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود این است كه فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته ‏تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»

روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏اند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روزافطاركنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مى‏نامند و از این رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند یعنى اجازه خوردن پس ازامساك از خوردن به او داده مى‏شود.

بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت ‏به سویت و توبه ازگناهان عطا فرما.»

منبع : تبیان 

+ نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 13:46 |



JavaScript Codes

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست